پوشش همگانی سلامت برای همه و در همه جا      9مهر روز جهانی سالمند مبارک باد.      آوای خزر، موجی از دنیای خبر      تازه ترین اخبار را در آوای خزر جستجو نمائید.      
کد خبر: ۲۴۴۳
تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۰:۰۳
افشای تخلفات اداری و بی‌توجهی مسئولان وقت/
همواره از جذب سرمایه گذار بسیار سخن گفته می‌شود، در مازندران نیز گفته می‌شود بستر فراهم است، از ایرانیان مقیم خارج نیز دعوت می‌شود، اما در این بین واقعاً یک نفر به عشق کشور و مردمش می‌آید و آنوقت نتنها او را در پیچ و خمهای اداری معطل می‌کنیم؛ بلکه اگر کار خود را آغاز کند عده‌ای درصدد دور زدن او برمی‌آیند تا جایی که یک کلاهبرداری صورت می‌گیرد و سرمایه‌گذار به ناامیدی و بی‌اعتمادی دچار و از کرده خود پشیمان می‌شود، به راستی این سرمایه‌گذار چگونه می‌تواند سفیر اقتصادی ایران باشد؟؟
قصه پُرقصه یک سرمایه‌گذار ایرانی مقیم خارج در مازندران

آوای خزر: آمار نگران كننده پرونده هاى قضایى و فساد و انحطاط اخلاقى و بى توجهي به آثار مديريت هاى ضعيف و احكام ظالمانه در سير قهقرايى جامعه به عادت كردن به بدى و عادى شدن ظلم و ستمگرى موضوعى است كه تاكنون كسى به طور جد به آن نپرداخته است.

دورنماى استمرار اين وضع نشان ميمونى براي استمرار زندگي اجتماعي نيست و هر دردمند خردمندى درمي یابد كه بايد در أسرع وقت كاري كرد.

می‌توان با وام‌ گرفتن از مفهوم «‌پیش پا افتادگی بدی» یا « ابتذال شر» از هانا آرنت، فیلسوف سیاسیِ برجستۀ قرن بیستم وضعيت موجود جامعه ما را تبیین کرد. او در اثر ماندگارِ «آیشمن در اورشلیم» که براساس مشاهدات خود از جلسات دادگاه آدولف آیشمن در شهر اورشلیم نوشته، توضیح می‌دهد که وقتی «تفرد» و «خودآیینیِ» انسانی به محاق می‌رود و تفکر و تعقل تعطیل می شود، برخی از امورِ غریب و بعید که در وهلۀ نخست ناممکن به نظر می‌رسد، امکان‌پذیر می‌گردد و «بدی» به امری پیش پا افتاده و مبتذل بدل می‌شود و رخ می‌دهد. با تعطیلی تعقل و خودآیینی، شهودهای اخلاقیِ عرفی نیز به محاق می‌رود و از کار می‌افتد؛ امری که می‌توان از آن به «حساسیت‌زداییِ اخلاقی» تعبیر کرد.

چشم پوشیدن بر این همه ظلم و جفا و خبط و خطا و آن‌ها را به حساب نیاوردن و لحاظ نکردن، مصداقی از «پیش پا افتادگی بدی» است، اين پرسش براى هر دردمند خردمندى مطرح است چرا در كشورى كه روى گنج خوابيده است مردم آن در رنج زندگى ميكنند، براستى اگر كشورهاى متمدن و پيشرفته شكارچى لحظات و فرصت ها هستند ما ركوردار فرصت سوزى هستيم.

همه ميدانيم كه سرمايه ايرانيان خارج از كشور به اندازه درآمد ١٢٠ سال از فروش نفت كشور است سرمايه عظيمى كه چنانچه فرصتى فراهم شود و ده درصد آن وارد كشور شود بسيارى از مشكلات روزافزون حل خواهد شد، اگر ما مشكلات عديده فرهنگى داريم ناشى از مشكل اقتصاد است، اگر مشكل بيكارى جوانان را داريم ناشى از اقتصاد بيمار كشور است و آمار جرائم بالا نيز ناشى از فقر و بيكارى و در نهايت مشكل اقتصادى است و عبارتى اقتصاد طبيب جمله بيماريها و نابساماني هاى كشور ماست.

اين پيكر بيمار نياز به يك شوك قوى دارد تا از حالت كما خارج شود و آن ورود بخشى از سرمايه ايرانيان خارج از كشور و تزريق ان به اقتصاد بيمار كشور است.

* هنرمندی که دل در گرو کشور گذاشت اما ...

در اين راستا كارگردان، هنرمند و نويسنده ايرانى مقيم آمريكا و كانادا (مصطفى كشورى) چندين سال از عمر خود را صرف ارتباط با ايرانيان كارآفرين مقيم خارج نمود و تنها عالم بى عمل نبود و خود دست به عمل زد، زمينى در ساحل مازندران خريدارى و با سرمايه شخصى و خانوادگى اقدام به ساخت هتلينگ و مجموعه توريستى نمود تا هم به آنان نشان دهد كه ايران و بالاخص مازندران محل امنى براى سرمايه گذارى است و هم محل اتراق و رفت و آمد كارآفرينان ايرانى خارج كشور و مغزهاى بزرگ ايرانى باشد كه سالها جهت تحصيل و كار به كشور بيگانه رفته و از هر نظر به رشد و كمال علمى و فنى رسيده اند تا ضمن بهره بردن از سرمايه مادى از سرمايه و اندوخته علمى آنان استفاده گردد و موجبات رشد و رونق اقتصادى كشور بالأخص استان مازندران فراهم آيد.

به راستى برخورد مسئولين ما با اين طرح همانند برخورد هم‌عصران اميركبير با اوست كه بجاى كمك و همراهى او به حمام فين بردند، نگارنده خود از اين پروژه بازديد كردم و اشك تحسر از دو ديده فشاندم و راز عقب ماندگى اين سرزمين زرخيز را يافتم.

ما ميتوانيم ثروتمندترين كشور دنيا باشيم ولى خود نميخواهيم. ما تنها كشورى هستيم كه يك در صد جمعيت دنيا و يازده درصد منابع دنيا را داريم، ولى خود نميخواهيم كه در جايگاه شايسته خود قرار گيريم اگر ميخواستيم بجاى تلف وقت و سرمايه امثال كشورى با جان و دل كمكش ميكرديم تا كشور ما آباد شود، ولى برخى حاضرند به قيمت آبادى كلبه و لانه خود مملكت خود را ويران سازند...

او كسى را نمي شناسد و به شهردارى محل مراجعه ميكند شهردار وقت بجاى معرفى مهندس توانمند از آنجا كه بده بستان با عضو و رييس شورى شهر داشته او را معرفى ميكند تا عضو شورا پولى به جيب بزند، و شخص اخير كه از بركت عضو شورا بودن دهها پروژه اينگونه به او معرفى شده و فرصت اين كار را ندارد با اخذ درصدى كار را به ديگرى وا ميگذارد و در ضمن پروژه را بجاى احداث در وسط زمينى كه 12 هزار متر مساحت دارد لب مرز و مماس با ديوار همسايه ميسازد تا سرمايه گذار وادار گردد زمين همسايه را كه دوست عضو شوراى شهر است با ثمن و قيمت چند برابر قيمت اصلى خريدارى كند !!!! بطوريكه امكان ساخت اين پروژه بدون گذاشتن داربست در زمين همسايه وجود ندارد.

مهندس ناظر یا شریک دزد و امین قافله؟!

... و مهندس ناظر اين پروژه ارزشمند هم شريك دزد و أمين قافله است ساختمان هتلينگ با صرف ميلياردها ريال به نازك‌كارى ميرسد و مهندس ناظر شخصى را بعنوان مهندس آرشيتكت جهت اتمام پروژه معرفى ميكند و او هم با خانم مهندسش در محل مستقر ميگردد، و با دادن ماكتى به سرمايه گذار مهندس ناظر و مهندس ارشيتكت مدعى ميشوند كه ساختمانى تحويل خواهند داد كه در ايران هنوز چنين پروژه اى ساخته نشده است و مهندسين استانهاى كشور بايد از ساخت چنين پروژه اى الگو بگيرند تا سطح كيفى مهندسى استانهاى شمالى كشور ارتقا يابد!!

عكس ماكت ساخته شده توسط مهندس ناظر و مهندس آرشيتكت را ملاحضه كنيد همانند داستان آن شخص كه گفت حضرت يعقوب(ع) را گرگى بر تپه دريد و كسى گفت يعقوب نبود و يوسف(ع) بود و روى تپه نبود و ته چاه بود و گرگى در كار نبود، اصلا آنها قصد ساختن جز به جيب زدن پول سرمايه گذار را نداشتند چرا كه مهندس آرشيتكت زن نداشت و براى جلب اعتماد كارفرما با دخترى چند ماهى در ويلاى شخصى ايشان اتراق و استراحت ميكرد و او كه بجاى دريافت مبلغ 20 ميليارد ريال مدعى بود كه تازه از دانشگاه فرانسه فارغ التحصيل شده و مهندس ناظر هم چنين او را معرفى كرده بود و هنوز دسته چك ندارد و در برخى ادارات محل نفوذ فوق العاده داشت چك پدرش را بجاى تضمين داد.

* چه پولها که به جیب زده نشد!

... ولى واقع مطلب اين بود كه مهندس آرشيتكت چنان چك بلامحل صادر كرده بود كه محكوم به نداشتن دسته چك بود و شغل اصلى او فروش مشروبات الكلى بود نه مهندس آرشيتكت !!!! و بخشى از مبلغ دريافتى را به مهندس ناظر ميدهد و او هم حتى يك بار نظارتى بر كار نميكند، و شخص اخير نه تنها از كار خود شرمنده نيست كه آنرا زرنگى ميداند.

... و تهديد ميكند كه با شيادى پولى به جيب زده و اگر سرمايه گذار موضوع را تعقيب كند از قانون 20 / 80 استفاده ميكند بدين شرح كه بيست درصد پول سرمايه گذار را خرج خودش ميكند تا كارش بجايى نرسد قانونى كه متاسفانه اعجاز ميكند، حقوقدانى ميگفت كه فيلم اين پروژه را نشان يك قاضى در چين دادم و سؤال كردم اگر اشخاصى بنام مهندس در كشور چين چنين كارى انجام دهند شما چه برخوردى با آنها ميكنيد؟ و او گفت: در كشور پهناور چين هنوز كسي جرأت ارتكاب چنين جرم و جنايتى را پيدا نكرده است و اگر كسى چنين كند قطعا آن افراد در پاى همان ساختمان اعدام خواهند شد.

آرى با وجود چنين قوانين قاطع و درستى است كه چين دنيا را فتح كرده و روز به روز پيشرفت ميكنند و متاسفانه ما با دنده معكوس به عقب ميرويم ودر اين عقب رفتن به نا كجا آباد همه ما مقصريم.

* توصیه حکیمانه یک کارآفرین

مگر مديريت استاندارى، گردشگرى و ساير ارادات و نهادهاى نظارتى چه حمايتي، مساعدتى در جهت انجام اين پروژه نموده اند، چرا پرونده حقوقى اين پروژه راهگشا بعد چندين سال هنوز تعيين تكليف نشده است مگر هدف از عدليه فصل دعاوى و خاتمه عادلانه آنها نيست!!! مصطفى كشورى و خانواده محترم آنها ميهمان ما مازندراني ها هستند، ميهمانان با خير و بركتى كه آمدند تا كارآفرينان بزرگ ايرانى در دنيا را به مازندران سرسبز آورده و فقر و بيچارگى نهان شده در پشت جنگل هاى سرسبز ما را بزدايند، براستى ما با اين ميهمان چه كرديم كه اكنون از آمدن و سرمايه گذارى در مازندران نالان و پشيمان هستند، آيا تا حال مسئولى در اين استان از آنها دعوت كرده تا درد دلشان را گوش دهد؟؟ نبايد توصيه يكى از كارآفرينان ايرانى خارج كشور را كه قرارشد به مازندران بياييد و همزمان با ورود 300 ميليون دلار سرمايه گذارى كند را جدى بگيريم كه اگر ميخواهيم استان ما پيشرفت كند بايد ميهمانان گرامى مانند مصطفى کشوری و خانواده محترمش را گرامى بداريم و توصيه اين كارآفرين بقدرى حكيمانه است كه من عينا آنرا نقل ميكنم: «توصيه من همان توصيه هاى حكيمانه سعدى است كه در ٧٦٠ سال پيش گفته است»:

نکو بایدت نام و نیکو قبول

نکودار بازارگان و رسول

بزرگان مسافر بجان پرورند

که نام نکویی به عالم برند

تبه گردد آن مملکت عن قریب

کز او خاطر آزرده آید غریب

غریب آشنا باش و سیاح دوست

که سیاح جلاب نام نکوست

* ایجاد مزاحمت برای سرمایه‎گذار

كشوري كه مسافران و سرمايه گزاران در آن آزرده خاطر شوند سرنوشتي جز تباهي ندارد، كارآفرين جلب كننده نام نيك است و براي آن مملكت نام نيكو و اعتبار كسب ميكند، اگر تجربه هايی مثل تجربه مصطفي كه خود او مورد اعتماد همه سرمايه گذاران است موفق شود قطعا موجب ميشود كه ساير افراد براي كارآفريني به كشور خود هجوم بياورند.

من خيلي متأسف شدم كه شنيدم نه تنها مسئولين محلي حمايت نكردند كه كلي مزاحمت براي ايشان و خانواده محترمشان به جرم سرمايه گذاري ايجاد كردند، اميد دارم پروژه ايشان كه ميعادگاه كارآفرينان ايرانى بزرگ خارج كشور است بزودى افتتاح گردد.

بنده وارد موضوعات حقوقى اين پروژه نميشوم كه پدر گرامى مصطفى كه خود نويسنده حقوقى بنام كشور است و تاكنون ٢٦ اثر ماندگار از ايشان منتشر شده و بيست و هفتمين اثر او رمان قضايى با موضوع همين پروژه بنام (دزد و قاضى) در دست نگارش است، خود به قلم شيوا و روان به شرح غم انگيز آن مى پردازد، پروژه اى كه در صورت به نتيجه رساندن آن و ورود كارآفرينان، بيشترين سود به دادگسترى ما ميرسيد چرا كه آمار نگران كننده پرونده هاى قضايى كه واقعا در شان يك كشور اسلامى نيست ناشى از فقر، عدم رونق اقتصادى و بيكارى است و اين پروژه و ورود كارآفرينان كه مصطفى موافقت همه را جهت سرمايه گذارى گرفته بود در چند سال نخست ورودى پرونده ها را به يك بيستم كاهش ميداد.

تجربه كشورهاى دنيا نشان داده كه آمار جرايم رابطه معكوس با اشتغال و رفاه دارد، هر چه جوانان و مردم كشورى شاغل و مرفه باشند جرم و جنايت كاهش يافته و مردم در آرامش و خوشبختي زندگى خواهند كرد، ما امروزه در دنيايى زندگى ميكنيم كه همه چيز آن بهم پيوسته است و بايد بدانيم تخريب هتل مصطفي كشورى فقط اتلاف سرمايه او نيست، نابودى اميد و آرزوي همه ما جهت داشتن كشورى بهتر براى زندگى فردندانمان است.

* دستگیری مجرمان

خوشبختانه كلاهبردار حرفه اى كه او و باند تبهكارش ضربه بزرگى به اعتبار و حيثيت استان مازندران وارد كردند و ضربه او موجب شد مازندران خرم و سرسبز به جهنم سرمايه گذارى مشهور گردد با تلاش قابل تقدير نيروهاى پليس امنيت تهران بازداشت شد.

اميد است نيروهاى امنيتى و انتظامى استان مازندران ساير اعضای اين شبكه تبهكار كه در راستاى فعاليت ضد انقلاب در نا امن جلوه دادن ايران براى سرمايه گذارى فعاليت دارند را شناسايى و برخورد قاطع قانونى نمايند و آن طرح طلایي هنرمند محبوب كشورمان در جذب سرمايه گذارى ايرانيان خارج كشور دوباره اجرايى گردد و شاهد به ثمر رسيدن آن در استان مازندران باشيم كه همانطور كه پروفسور فتحى رييس انجمن جراحان آمريكا گفتند «درمان همه دردهاى ما اقتصاد است» و تنها يك شوك ميتواند اين اقتصاد بيمار را از مرگ نجات دهد و آنهم سرمايه گذارى و ورود 10 درصد سرمايه ايرانيان كارآفرين به داخل كشور است همان كارى كه مصطفى كشورى قصد انجام آن را داشت ولى توطئه ضد انقلاب خارج و عوامل داخلى و فساد ادارى مانع تحقق آن شد.

انتهای پیام/ 1354

نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
نظرسنجی
bolet
با افزایش اختیارات محیط‌ بانان در دفاع مسلحانه از خود مقابل شکارچیان موافق هستید؟
بلی
خیر