آوای خزر- مهران حسنی: تحول و توسعه گردشگری بدون پژوهش امکانپذیر نیست. این گزاره امروز دیگر یک شعار تکراری نیست، بلکه حاصل تجربه کشورهای موفق و حتی نمونههای داخلی ماست. در جهانی که رفتار گردشگران تحت تأثیر فناوری، سبک زندگی آنلاین، تغییر ذائقهها و شرایط اقلیمی بهسرعت دگرگون میشود، تکیه بر حدس و گمان یا سیاستگذاری سنتی نهتنها کمکی به فعالسازی ظرفیتهای گردشگری نمیکند، بلکه موجب اتلاف منابع و از دست رفتن فرصتها نیز میشود. پژوهش در چنین شرایطی یک فعالیت جانبی نیست؛ موتور محرکی است که مسیر آینده صنعت را شفاف، علمی و قابلپیشبینی میسازد.
صنعت گردشگری امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمگیری مبتنی بر داده و تحلیل است. رشد حجم اطلاعات، الگوهای نوین سفر، نقش روزافزون شبکههای اجتماعی، کاربرد هوش مصنوعی در برنامهریزی سفر و تغییر انتظارات گردشگران از «تجربهمحوری» تا «پایداری»، همگی نشان میدهند که بدون پژوهشهای روزآمد و بینرشتهای، امکان مدیریت آینده این صنعت وجود ندارد. حتی موضوعاتی مانند تغییرات اقلیمی، بحران کمآبی، حساسیتهای زیستمحیطی، تابآوری اقتصادی جوامع محلی و ظرفیت تحمل مقاصد نیز تنها زمانی میتوانند در سیاستگذاری گردشگری اثرگذار شوند که پشتوانه تحقیقاتی داشته باشند.
با وجود این ضرورت روشن، دهها پایاننامه، گزارش و طرح پژوهشی که هر سال در ایران تولید میشود، سهم ناچیزی در سیاستگذاری عملی دارد. ریشه این مسئله در نبود یک نظام مدیریت پژوهش است؛ نظامی که نیازهای واقعی صنعت را مشخص کند، از پژوهشهای کاربردی حمایت کند و نتایج تحقیقات را به زبان مدیریتی و اجرایی ترجمه و عملیاتی سازد. تا زمانی که پژوهشها پراکنده، بیراهبرد و دور از مسائل واقعی انجام شوند، محصول آنها هرگز وارد فرآیند تصمیمسازی نخواهد شد.
سیاستگذاری گردشگری باید بر اساس مسائل واقعی میدان شکل بگیرد؛ از مدیریت مقاصد و گردشگری روستایی تا بهبود تجربه گردشگر، مدیریت بحران، توسعه صنایع دستی و بازاریابی دیجیتال. این امر زمانی محقق میشود که دستگاههای اجرایی نیازهای پژوهشی مشخص و اولویتدار تعریف کنند و دانشگاهها نیز پژوهشهای خود را در پاسخ به همین نیازها طراحی کنند؛ همان الگوی «مسئلهمحوری» که کشورهای موفق سالهاست بر اساس آن عمل میکنند.
پژوهش زمانی میتواند نقش موتور محرک داشته باشد که امکان پیادهسازی و آزمون میدانی برای آن فراهم شود. بسیاری از پژوهشهای گردشگری نیازمند پایلوت، اجرا در مقیاس محدود، ارزیابی و سپس توسعه هستند. ایجاد آزمایشگاههای گردشگری (Tourism Living Labs) در استانهای گردشگرپذیر مانند مازندران، گیلان، اصفهان، یزد و فارس میتواند فضایی واقعی برای آزمون ایدههای پژوهشی و تبدیل آنها به سیاستهای مؤثر فراهم کند؛ مدلی که در بسیاری از کشورها نتایج ارزشمندی در توسعه کسبوکارهای گردشگری، نوآوری در تجربه سفر و مدیریت مقصد داشته است.
در کنار این موارد، باید به یک ضرورت دیگر نیز توجه کرد: ترجمه پژوهش به ابزار تصمیمگیری. بسیاری از مدیران اجرایی با زبان علمی و آکادمیک تحقیقات ارتباط برقرار نمیکنند، زیرا خروجی پژوهشها غالباً در قالب مقاله یا مدلهای پیچیده منتشر میشود. تشکیل مرکز تحلیل سیاستهای گردشگری در سطح ملی و استانی میتواند این خلأ را برطرف کند؛ مرکزی که وظیفهاش تبدیل پژوهشها به بستههای سیاستی، توصیههای اجرایی و نقشه راههای مدیریتی است؛ پلی میان دانشگاه و مدیریت اجرایی.
افزون بر این، پژوهش در گردشگری باید بتواند آینده را نیز پیشبینی کند. آیندهپژوهی در حوزههایی مانند روندهای نوظهور سفر، بازارهای جدید، فناوریهای نوین، تغییرات زیستمحیطی و رفتار نسلهای جدید میتواند نقش راهبردی ایفا کند. بدون آیندهنگری، سیاستگذاری ناگزیر به تصمیمگیریهای واکنشی و دیرهنگام میرسد.
در نهایت، پژوهش زمانی میتواند موتور محرک توسعه گردشگری ایران باشد که سه شرط اساسی محقق شود:
۱. سیاستگذاری مبتنی بر داده و شواهد،
۲. سازوکارهای اجرایی برای بهکارگیری نتایج تحقیقات،
۳. شبکه تعامل مؤثر میان دانشگاه، نهادهای دولتی و بخش خصوصی.
تحقق این سه شرط، گردشگری ایران را از تصمیمگیریهای مقطعی و آزمونوخطا دور کرده و آن را وارد مسیر توسعه پایدار میکند.