در میانه بحرانهای منطقهای و جنگ روایتها، مفهوم «طمانینه» از نگاه نویسنده، صرفاً یک فضیلت اخلاقی نیست، بلکه رویکردی راهبردی در تصمیمگیری سیاسی و امنیتی است؛ رویکردی که بر تأمل، ارزیابی دقیق شرایط و پرهیز از واکنشهای هیجانی تأکید دارد.
در میانه بحرانهای منطقهای و جنگ روایتها، مفهوم «طمانینه» از نگاه نویسنده، صرفاً یک فضیلت اخلاقی نیست، بلکه رویکردی راهبردی در تصمیمگیری سیاسی و امنیتی است؛ رویکردی که بر تأمل، ارزیابی دقیق شرایط و پرهیز از واکنشهای هیجانی تأکید دارد.
یادداشت- آوای خزر: تحولات پرشتاب منطقه، همواره پرسشهایی درباره نحوه مواجهه بازیگران اصلی با بحرانها و تصمیمهای راهبردی ایجاد میکند. در یادداشت پیشرو، حسین نجفی با نگاهی تحلیلی، مفهوم «طمانینه» را بهعنوان یکی از مؤلفههای تصمیمگیری در سیاست و امنیت بررسی کرده و تلاش دارد نشان دهد چگونه آرامش و پرهیز از واکنشهای شتابزده میتواند در شرایط بحرانی، بخشی از منطق قدرت و مدیریت راهبردی تلقی شود. آنچه در ادامه میخوانید، دیدگاه نویسنده است و لزوماً بازتابدهنده نظر تحریریه آوای خزر نیست.
وقتی آنان در آستانه سقوط ایستاده بودند، ایران چشمهایش را بست و گوش سپرد
در روزهایی که دمشق در آتش میسوخت و اتاقهای خبر لندن و پاریس، روایت سقوط را با هیجان بازتاب میدادند، بسیاری انتظار داشتند ایران با شتاب واکنش نشان دهد؛ گویی تهران باید با اضطراب، دکترین تازهای برای امنیت ملی خود اعلام میکرد و بیدرنگ به میدان میآمد.
اما ایران کاری کرد که تنها فرماندهان آزموده در آن مهارت دارند؛ چشمهایش را بست و گوش سپرد. نه از سر بیتفاوتی، بلکه برای سنجیدن میدان و اندازهگیری جهان.
در سیاست، گاهی آرام ماندن به این معناست که صدای آینده را شنیدهای و نیازی به فریاد نداری. از این منظر، سکوت ایران را میتوان نه نشانه ضعف، بلکه نشانه شناخت دقیق از میدان دانست؛ سکوت کسی که میداند کدام سنگر همچنان پابرجاست و کدام سنگر تنها در تیتر رسانهها فرو ریخته است.
در آن مقطع، طمانینه ایران حامل پیامی مهم بود؛ اینکه نگرانی اصلی، سقوطهای مقطعی نیست، بلکه تصمیمهای شتابزدهای است که میتواند آینده را تحت تأثیر قرار دهد.
طمانینه؛ جایی که قدرت، مانند رودخانهای زیرزمینی، بیصدا جریان دارد
از نگاه برخی تحلیلگران، طمانینه صرفاً یک رفتار اخلاقی نیست، بلکه میتواند بخشی از زیرساخت قدرت باشد؛ قدرتی که نه از هیجان، نه از نمایش و نه از اعلام ناگهانی دکترینها، بلکه از لایههای عمیق اقتدار سرچشمه میگیرد.
این اقتدار میتواند ریشه در مؤلفههایی همچون موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، ظرفیتهای دفاعی، انسجام اجتماعی در شرایط بحرانی و تجربه تاریخی کشور در مواجهه با جنگ، تحریم و فشارهای خارجی داشته باشد. مجموعه این عوامل سبب میشود رخدادهای بیرونی، حتی اگر برای متحدان ایران پرهزینه باشند، الزاماً به معنای تزلزل جایگاه ایران تلقی نشوند.
در سیاست، هیجان به آتش میماند؛ گرما میبخشد، اما میتواند بسوزاند. طمانینه اما به آب شباهت دارد؛ آرام است، اما وزن و اثر خود را دارد.
طمانینه؛ کنشی آرام در جنگی که گلوله ندارد، اما ذهن را هدف میگیرد
امروز میدان نبرد تنها در خاکریزها نیست؛ در ذهنها، روایتها و فضای رسانهای نیز جریان دارد. رسانههای بینالمللی، شبکههای اجتماعی و تولیدکنندگان محتوا، هر یک در شکلدهی به برداشت افکار عمومی نقشآفرین هستند.
در چنین شرایطی، هر واکنش هیجانی ممکن است بیش از آنکه بر طرف مقابل اثر بگذارد، بر ذهن و افکار عمومی تأثیر بگذارد.
از این منظر، میتوان رفتار ایران را تلاشی برای مدیریت این میدان نیز دانست؛ جایی که:
* سکوت، روایتهای شتابزده را به چالش میکشد.
* آرامش، از اثرگذاری برخی فضاسازیهای رسانهای میکاهد.
* مکث، سرعت جنگ روانی را کاهش میدهد.
اگر این رفتار را از این زاویه تحلیل کنیم، پیام آن بیش از هر چیز تأکید بر این است که قدرت، الزاماً در واکنشهای فوری و پرهیاهو معنا نمییابد، بلکه گاه در آرامش و خویشتنداری جلوهگر میشود. چنین رویکردی نشان میدهد که ایران میکوشد بیش از آنکه بازیگری واکنشی باشد، بر مبنای ملاحظات ساختاری تصمیم بگیرد.
طمانینه؛ همان مکثی که فرمانده پیش از شلیک میکند
در میدان سیاست، برخی با صدا قدرت میسازند و برخی با حرکت؛ اما گاهی قدرت در آرامش معنا پیدا میکند.
این آرامش نه از بیاعتنایی برمیخیزد و نه از هراس، بلکه میتواند محصول تجربههای دشوار جنگ، تحریم و ترور باشد؛ تجربههایی که در آن، تصمیمهای بزرگ اغلب پس از تأمل و سنجش همه جوانب اتخاذ میشد.
اگر طمانینه را از این منظر بنگریم، میتوان آن را امتداد همان مکثی دانست که فرمانده پیش از شلیک انجام میدهد؛ مکثی که گاه نهتنها جانها را حفظ میکند، بلکه مسیر آینده را نیز تغییر میدهد.
حسین نجفی،
دانشآموخته علوم سیاسی و روابط بینالملل دانشگاه تهران