آوای خزر : حسین نجفی، دانشآموخته علوم سیاسی دانشگاه تهران، در یادداشتی با عنوان «مازندران، استان تصویر است نه رویداد» به تحلیل ویژگیهای رسانهای و اجتماعی این استان پرداخته و تأکید میکند که بسیاری از اتفاقات در مازندران، پیش از آنکه تحلیل شوند، دیده و بازنشر میشوند.
به اعتقاد نویسنده، مازندران فقط یک استان نیست، بلکه یک «صحنه» است؛ جایی که هر اتفاق کوچک، بهسرعت تبدیل به تصویر، روایت و سوژه در سطح شبکههای اجتماعی و رسانهها میشود و دامنه بازتاب آن از مرزهای استانی فراتر میرود.
نجفی سه ویژگی گردشگرمحور بودن، جادههای پرتردد و حساسیت افکار عمومی به شمال کشور، و جذابیتهای بصری مانند دریا و جنگل را از عوامل اصلی تبدیل شدن مازندران به «استان تصویر» میداند؛ عواملی که باعث میشود هر حادثه، شاهدان متعدد و تولیدکنندگان روایت داشته باشد.
از رویداد محلی تا بازتاب فراملی
در این یادداشت، به تجربه بحران کارخانه چیتسازی بهشهر در سالهای گذشته اشاره شده و آمده است که یک اعتراض صنفی در مدت کوتاهی به سوژه رسانههای ملی و فراملی تبدیل شد. به باور نویسنده، در مازندران یک تجمع یا اعتراض محدود نیز میتواند ظرفیت تبدیل شدن به موج رسانهای گسترده را داشته باشد، زیرا تصویر و روایت احساسی بهسرعت بازتولید میشود.
نویسنده تأکید میکند در چنین شرایطی، یک تصویر میتواند چند سطح پیامد ایجاد کند؛ از واکنش محلی و شکلگیری هیجان اجتماعی گرفته تا فشار افکار عمومی در سطح استانی و ورود رسانههای بزرگ در سطح ملی و حتی خارج از کشور.
ضرورت مدیریت روایت در کنار مدیریت بحران
در بخش پایانی، این یادداشت بر تفاوت «مدیریت بحران» با «مدیریت تصویر» تمرکز دارد و استدلال میکند که سرعت انتشار روایتها در مازندران از سرعت گزارشهای رسمی بیشتر است. به همین دلیل، تأخیر در روایتسازی رسمی، برخوردهای پرتنش در ملأعام و رها شدن شایعات بدون پاسخ، میتواند آستانه حساسیت اجتماعی را بالا ببرد.
در جمعبندی آمده است که آینده مدیریت در مازندران، صرفاً در کنترل رویداد خلاصه نمیشود، بلکه به نحوه مدیریت تصویر، روایت و ادراک عمومی گره خورده است و رویکرد پیشدستانه و گفتوگومحور را ضروری میکند.