زهرا اسلامی-آوای خزر: هنوز عقربههای ساعت به هفت صبح نرسیده بود که ساری را به مقصد ارتفاعات جنوبی ترک کردیم. پیش از ساعت ۹ صبح، پیچهای جاده ما را به دل بخش دودانگه، سرزمینی در دامنه البرز رسانده بود. با بالا آمدن آفتاب، خطای رایج درباره خنکای کوهستان در تابستان رنگ باخت؛ تفاوت هوای اینجا با دشت ساری تنها در افت رطوبت و نبود شرجی بود و گرما همچنان بر دامنههای کوهستان سایه انداخته بود.
این پیمایش یکروزه همراه با دکتر عالیه زمانی کیاسری، نماینده مردم ساری و میاندورود در مجلس شورای اسلامی، روایتی از مطالبات عمرانی، خدمات سلامت و زندگی مردم روستاهای این منطقه بود.
گام نخست؛ از گرهگشایی عمرانی تا نقطه پرخطر تلاوک
ورود ما با مهماننوازی اهالی همراه شد؛ سفرهای چیده از محصولات ناب کوهستان؛ «حلوای آروشه» که زنان هنرمند روستا ساعتها از سرشیر محلی، آرد و کره تازه روی آتش هیزم طبخ میکنند، به همراه عسل طبیعی و «نان پنجهکش» برآمده از تنورهای گلی خانگی که ثبت ملی را نیز بر پیشانی دارد.
آغاز سفر در دیدار با شعبانی، رئیس شورای بخش دودانگه رقم خورد؛ نشستی که در آن سیمای کلی نیازهای زیرساختی و اولویتهای عمرانی منطقه مرور شد.
اما شنیدن، تنها مقدمه دیدن است. نخستین مقصد میدانی ما، یکی از نامآشناترین نقاط خطرساز منطقه بود؛ «پیچ حادثهخیز تلاوک».
روستای تلاوک، در دامنه فریم و در فاصله حدود ۵۰ کیلومتری جنوب شرقی ساری، سالهاست شاهد دلهره رانندگان و مسافران این جاده کوهستانی است. این نقطه یکی از ۱۵ نقطه پرخطر مازندران به شمار میرود که اصلاح آن با ایمنی تردد در این محور گره خورده است. پیشینه توجه ویژه به این شریان حیاتی به آذرماه ۱۴۰۳ و نخستین بازدید میدانی زمانی کیاسری بازمیگردد؛ زمانی که برآورد اولیه برای ساماندهی تقاطع ورودی روستا حدود ۲ میلیارد تومان تخمین زده میشد، اما بررسیهای فنی بعدی اعتبار بیشتری را ضروری دانست.
امروز کارگاه عمرانی فعال است؛ پروژهای با اهدافی شامل حذف قوس خطرناک، بهسازی بستر، تثبیت خاک و احداث دیوارهای حائل مستحکم. زمانی کیاسری در جمع معتمدان، اعضای شورا، دهیار تلاوک و اهالی منطقه حاضر شد و با اشاره به برآوردهای تکمیلی مبنی بر نیاز به حدود ۲۲ میلیارد تومان اعتبار برای بهرهبرداری کامل، گفت تکمیل این طرح از محل اعتبارات در اختیار نمایندگان پیگیری خواهد شد تا دغدغه ایمنی تردد اهالی و روستاهای همجوار کاهش یابد.
در حاشیه این بازدید، تلاوکیها از دغدغههای کشاورزی خود نیز گفتند؛ از ضرورت احداث کانالهای بتنی برای جلوگیری از هدررفت منابع آب تا لزوم بهسازی و شنریزی جادههای بین مزارع که برای باغداران و شالیکاران اهمیت زیادی دارد.
رسکت؛ وقار برج کهن و بلوغ زیستمحیطی
از تلاوک به سمت ارتفاعات بالادست حرکت کردیم تا به روستای تاریخی رسکت برسیم؛ سرزمینی که بوی زندگی اصیل روستایی در هوای آن جاری است.
پیش از نشست رسمی، زمانی کیاسری از مرکز بهداشت کهنسال و باصفای رسکت دیدن کرد؛ حیاطی مشجر با درختان کهنسال و جوان که هنوز یاد و نام پزشک هندی را که ۳۰ سال در این نقطه طبابت کرده، زنده نگه داشته است. نماینده ساری و میاندورود در گفتوگو با کادر درمان، کمبودهای دارویی و روند ارتقای خدمات بهداشتی را بررسی کرد.
سپس در سالن اجتماعات رسکت علیا حاضر شدیم؛ مکانی آراسته به فرشهای لاکی دستبافت با ترنجهای سبزآبی و سرمهای که پنجرههایش رو به قامت استوار برج هزارساله رسکت گشوده میشد. میان عظمت این میراث تاریخی و مطالبات دهیاران جوان رسکت علیا و سفلی تضادی نبود؛ گفتوگوها با متانت پیش میرفت و دهیاران خواستار آن بودند که در کنار این ظرفیت تاریخی، رفاه و توسعه نیز سهم بیشتری از زندگی مردم داشته باشد.
موضوع ساخت استخر ذخیره آب کشاورزی برای نجات باغات، تعیین تکلیف حریم ساختوساز برج ثبت ملی، پیگیری جذب و تخصیص اعتبارات عمرانی مصوب سازمان برنامه و چالشهای نگهداری طرحها روی میز گفتوگو قرار گرفت.
در این میان، تجربه موفق دهیاری رسکت در تفکیک زباله از مبدأ نیز مورد توجه قرار داشت؛ الگویی از همراهی اهالی که نشان داد با کار فرهنگی و ارتباط سازنده میتوان از انباشت پسماند کاست و روستا را پاکیزه نگه داشت. زمانی کیاسری نیز با رویکردی کارشناسی و قانونی، راهکارهای اجرایی هر پرونده را برای حاضران تشریح کرد.
تکیه قارنسرا؛ کاروان امید سلامت و روایت ۲۸ سال صبوری یک بهورز
با گذر از جاده پردرخت مرگاب، به تکیه روستای قارنسرا رسیدیم؛ جایی که با چشمانداز جنگلهای انبوه، میزبان گروه جهادی «همت عالی» شده بود.
تکیه مملو از جمعیت روستاییانی بود که برای معاینه و درمان آمده بودند. تیم تخصصی شامل پزشکان قلب و عروق، متخصصان درد، عفونی، داخلی، روانپزشک و کارشناسان تغذیه و سلامت، بهصورت رایگان بیماران را ویزیت میکردند و برای نیازمندان به خدمات بیمارستانی، فرآیند ارجاع شهری نیز انجام میشد.
در گوشهای از تکیه، پای صحبت «کشور خانم» و دیگر زنان روستایی نشستم. در چشمان پرامیدشان ترکیبی از خستگی سالها کار و دلتنگی برای آرامش تن دیده میشد، اما کلامشان آمیخته با فروتنی و قدردانی بود.
کمی آنسوتر، چهرهای نامآشنا برای مردم دودانگه حضور داشت؛ رقیه ذلیکانی، یا همان «کبلایی رقیه»، بهورزی با بیش از ۲۸ سال خدمت در مناطق کمبرخوردار. حضور او در کنار بیماران، برای بسیاری از مراجعهکنندگان مایه دلگرمی بود.
ذلیکانی گفت: «سال ۷۷ که کارم را شروع کردم، جمعیت روستا جوان و زنده بود. همزمان پرونده ۱۵ تا ۲۰ مادر باردار را ثبت میکردیم و کلاسهای مدارس پر از دانشآموز بود. امروز در کل حوزه ما حتی یک زن باردار یا کودک زیر دو سال وجود ندارد. در قارنسرا فقط حدود ۲۰ نوجوان داریم و بقیه جمعیت، سالمندانی هستند که با بیماریهای مزمن و مشکلات حرکتی دستوپنجه نرم میکنند.»
او از زندگی شخصی خود و چالش بزرگ کردن فرزندانش در مدارس شبانهروزی منطقه گفت؛ دخترانی که حالا یکی مهندس فناوری اطلاعات و دیگری مهندس معمار هستند، اما به دلیل نبود فرصتهای شغلی و امکانات پایه در منطقه، مانند بسیاری از جوانان به شهر مهاجرت کردهاند.
در صف غربالگری تکیه قارنسرا، بیشتر مردانی که روی صندلی فشارسنج مینشستند، با عددی بالاتر از حد نرمال از جای خود بلند میشدند؛ همان فشار خونی که بیصدا سالهاست قلبهای پینهبسته این کشاورزان را فرسوده میکند.
حضور زمانی کیاسری در میان مردم، ارتباط مستقیم نماینده با ساکنان منطقه را به تصویر میکشید. مراجعات مردم تنها به حوزه سلامت محدود نبود؛ درخواست پیگیری گازکشی، آسفالت کوچهها، نصب دوربین مداربسته برای حفظ امنیت، حمایتهای درمانی و معیشتی از سالمندان فاقد پوشش نهادهای حمایتی، دریافت تسهیلات خرد و اشتغال فرزندان از مهمترین دغدغههای مطرحشده بود. نماینده مردم ساری و میاندورود نیز نامهها و درخواستها را دریافت کرد و برای پیگیری نیازهای مطرحشده قول مساعد داد.
پیمایش میدانی من ساعت هفت عصر و همزمان با غرق شدن کوهستان در مه به پایان رسید. تضاد جاده در این ساعت چشمگیر بود؛ مسیر بازگشت ما خلوت بود، اما در سوی مقابل ستون خودروهایی به سمت ارتفاعات حرکت میکردند. این جریان مداوم مسافر نشان میدهد که کارکرد گردشگری منطقه نسبت به گذشته پررنگتر شده و توجه بیشتر به زیرساختهای متناسب با این شرایط را ضروری کرده است. در حالی که جاده رو به تاریکی میرفت، سرکشیهای میدانی نماینده مردم ساری و میاندورود در روستاهای منطقه همچنان ادامه داشت.