یادداشت/حسین نجفی

وقتی سیاست، رسانه و امنیت از هم جدا می‌شوند، بحران متولد می‌شود

تجربه‌های میدانی در سطوح مختلف وزارت کشور نشان می‌دهد جدایی ساختاری سیاست، رسانه و امنیت در استانداری‌ها، نه‌تنها کارآمد نیست، بلکه خود به عاملی برای تشدید بحران‌های اجتماعی و مدیریتی تبدیل شده است.
وقتی سیاست، رسانه و امنیت از هم جدا می‌شوند، بحران متولد می‌شود

 

 

آوای خزر : حسین نجفی، دانش‌آموخته علوم سیاسی و از مدیران جوان وزارت کشور، در این یادداشت با اتکا به تجربه میدانی خود در سطوح مختلف اجرایی، به نقد ساختارهای فعلی استانداری‌ها پرداخته و بر ضرورت بازسازی و بازآرایی ساختاری در حوزه‌های سیاسی، امنیتی و رسانه‌ای تأکید کرده است.

در سال‌هایی که در سطوح مختلف وزارت کشور فعالیت کرده‌ام ــ از بخشداری مناطق محروم تا دفاتر سیاسی، حوزه‌های اجتماعی و معاونت فرمانداری ــ به یک واقعیت بنیادین رسیده‌ام:

ساختار فعلی استانداری‌ها با سرعت و ماهیت بحران‌های امروز هم‌خوانی ندارد.
این گزاره، نه یک نقد احساسی، بلکه حاصل مشاهده میدانی، تجربه اجرایی و مطالعه تطبیقی قوانین و ساختارهای حکمرانی در کشورهای مختلف است.

در جهان امروز، سیاست، رسانه و امنیت سه حوزه جدا از هم نیستند؛ بلکه سه ضلع یک مثلث‌اند که هر تصمیم در یکی، دومینویی از پیامدها را در دو ضلع دیگر فعال می‌کند. با این حال، ساختار فعلی استانداری‌ها همچنان بر مبنای تفکیک‌های دهه‌های گذشته طراحی شده است؛ تفکیک‌هایی که امروز نه‌تنها کارآمد نیستند، بلکه خود به مانعی برای واکنش سریع، مدیریت روایت و کنترل بحران تبدیل شده‌اند.

چرا ساختار فعلی پاسخگوی بحران‌های امروز نیست؟
بر اساس قانون تقسیمات کشوری، استاندار عالی‌ترین مقام اجرایی دولت در استان است و مسئولیت هماهنگی امور سیاسی، امنیتی و اجتماعی را برعهده دارد. اما در عمل، این سه حوزه در قالب معاونت‌هایی جداگانه، با خطوط ارتباطی طولانی و فرآیندهای کند اداره می‌شوند.

در شرایطی که:
بحران‌ها در چند ساعت شکل می‌گیرند،
روایت‌ها در چند دقیقه ساخته می‌شوند،
و احساسات جمعی در چند ثانیه فعال می‌شود؛
ساختاری که برای واکنش‌های چندروزه طراحی شده، عملاً ناکارآمد است.

معاونت سیاسی–امنیتی–اجتماعی، روابط عمومی، دفتر استاندار، اداره‌کل امنیتی، اداره‌کل اجتماعی و حتی برخی شوراهای استانی، هرکدام بخشی از پازل را در اختیار دارند، اما هیچ‌کدام تصویر کامل را نمی‌بینند. این همان نقطه‌ای است که بحران‌ها از «قابل مدیریت» به «غیرقابل کنترل» تبدیل می‌شوند.

ضرورت افزایش اختیارات مداخله‌ای و امنیتی معاونت سیاسی–امنیتی–اجتماعی

در بسیاری از استان‌ها، معاونت سیاسی–امنیتی–اجتماعی عملاً نقش «هماهنگ‌کننده» دارد، نه «تصمیم‌ساز».
در حالی که در حکمرانی مدرن، حوزه سیاسی–امنیتی باید:

قدرت مداخله سریع داشته باشد،
اختیار صدور دستورهای کوتاه‌مدت را دارا باشد،
امکان مدیریت روایت در لحظه را داشته باشد،
و به‌صورت مستقیم با استاندار و مرکز در ارتباط باشد.

در ساختار فعلی، بسیاری از این اختیارات در لایه‌های متعدد اداری گم می‌شود. این وضعیت نه با ماهیت بحران‌های امروز سازگار است و نه با انتظارات مردم.
روابط عمومی؛ حلقه مفقوده سیاست و امنیت
در تجربه‌های میدانی، اداری، رسمی و غیررسمی، بارها مشاهده کرده‌ام که روابط عمومی استانداری‌ها همچنان با منطق «اطلاع‌رسانی» اداره می‌شوند، نه «مدیریت روایت».
در حالی که در جهان امروز:
روایت‌سازی بخشی از امنیت است،
مدیریت تصویر بخشی از سیاست است،
و سرعت رسانه، بخشی از حکمرانی است.

به بیان دیگر، روابط عمومی باید در قلب ساختار سیاسی–امنیتی قرار گیرد، نه در حاشیه آن. این بخش باید از یک واحد تشریفاتی، به یک اتاق عملیات رسانه‌ای تبدیل شود؛ اتاقی که در لحظه بحران، کنار معاون سیاسی–امنیتی و استاندار بنشیند، نه چند اتاق آن‌سوتر.

پیشنهادی برای شرایط خاص؛ تجمیع ساختاری ذیل حوزه استاندار
برای چابک‌سازی، باید ساختار را بازآرایی کرد. پیشنهاد مشخص ــ بر اساس تجربه و مطالعه تطبیقی ــ این است که:
یک اداره‌کل یکپارچه با عنوان «اداره‌کل سیاست، امنیت و ارتباطات» ذیل حوزه استاندار تشکیل شود (یا در قالب یک میز یا واحد تخصصی).
این اداره‌کل (یا اتاق وضعیت) می‌تواند شامل:
دفتر سیاسی،
دفتر امنیتی،
دفتر اجتماعی،
روابط عمومی،
مرکز رصد اجتماعی،
و شورای اطلاع‌رسانی باشد.

این تجمیع سه مزیت کلیدی دارد:
کاهش زمان واکنش،
افزایش هماهنگی میان سیاست، رسانه و امنیت، ایجاد پیوستگی دومینویی در تصمیم‌گیری.
پیوستگی دومینویی سیاست، رسانه و امنیت؛ ضرورت حکمرانی امروز
در تجربه‌های اخیر ــ از اعتراضات تا بحران‌های اجتماعی ــ یک واقعیت روشن شده است:
هیچ تصمیمی در حوزه سیاست، بدون پیامد رسانه‌ای نیست و هیچ پیامد رسانه‌ای، بدون اثر امنیتی باقی نمی‌ماند.
این پیوستگی دومینویی، اگر در ساختار دیده نشود، در میدان خود را نشان می‌دهد. ساختار باید این پیوستگی را به رسمیت بشناسد، نه اینکه آن را به «هماهنگی‌های موردی» واگذار کند.

جمع‌بندی
ساختار فعلی استانداری‌ها برای حکمرانی امروز کافی نیست؛ نه به دلیل ضعف افراد، بلکه به دلیل تغییر ماهیت بحران‌ها.
اگر می‌خواهیم: سرعت واکنش افزایش یابد، روایت‌ها پیش از شکل‌گیری مدیریت شوند، شکاف‌های اجتماعی کاهش یابد،
و امنیت پایدار برقرار شود؛ باید ساختار را بازطراحی کنیم، نه صرفاً مدیران را جابه‌جا.

این بازطراحی نه هزینه‌بر است و نه پیچیده؛ اما اثر آن در سطح ملی قابل مشاهده خواهد بود.
حکمرانی امروز، حکمرانیِ سرعت، روایت و پیوستگی است.

استانداری‌ها باید از ساختارهای کند، جزیره‌ای و تفکیک‌شده، به ساختارهای چابک، یکپارچه و دومینویی تبدیل شوند.
این تحول، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت امنیتی است.

حسین نجفی
دانش‌آموخته علوم سیاسی و از مدیران جوان وزارت کشور

برچسبها :

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *