آوای خزر:در بزنگاههایی که تحولات سیاسی و امنیتی، تصمیمگیری را به یکی از حساسترین عرصههای حکمرانی تبدیل میکند، نسبت میان دیپلماسی، سلحشوری و حفظ منافع ملی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. در یادداشت پیشرو، حسین نجفی، دانشآموخته علوم سیاسی و روابط بینالملل دانشگاه تهران، با نگاهی تحلیلی به جایگاه مذاکره، شجاعت سیاسی و نسبت آن با حفظ شرافت ملی در سیاست ایران میپردازد.
در ادامه میخوانید:
سلحشوری و دیپلماسی؛ موقعیت پارادوکسیکال در سیاست ایران
برخی معتقدند که مذاکره شجاعت میخواهد؛ همانقدر که جنگ. اما برخلاف حرفهای روزمره و تقلیلگرایانه، چنین به نظر میرسد شجاعتِ مذاکره، آرامتر است؛ بمانند یک نتِ کوتاه که یک سمفونی را نجات میدهد.
سیاست در لحظههای شکننده
سیاست در لحظههای شکننده، همچون جایی است میان شمشیر و لبخند.
در سیاست امروز، ما در نقطهای ایستادهایم که هر حرکت، هم میتواند افتخار بسازد و هم میتواند همهچیز را به خطر جدی بیندازد. این همان جایی است که شجاعت نه در فریاد، بلکه در مکث، سکوت مدبرانه و تدبیر تدریجی معنا پیدا میکند. مذاکره در چنین لحظههایی، نه نشانه ضعف و نه نشانهای از عقبنشینی، بلکه هنر راه رفتن روی لبه تیغ محسوب میشود؛ جایی که باید هم شرافت را نگه داشت و هم آینده را.
پارادوکسِ تراژیک سیاست؛ سلحشوری در کتوشلوار
سیاستمدار امروز، نه فقط باید شمشیر را بشناسد و نه فقط باید به زبان آگاه باشد، بلکه باید هر دو را همزمان بر دوش بکشد. به عبارت دیگر، در یک دست غرور ملی، در دست دیگر عقلانیت و در قلب نیز خاطره دلیران و در ذهن هم، محاسبه فردا.
این همان پارادوکس عجیب و زیبایی است که سیاست را از «قدرت» به «هنر» تبدیل میکند.
شجاعتِ مذاکره؛ جنگیدن بدون گلوله
در مذاکرات، هر کلمه میتواند یک گلوله باشد، هر سکوت یک سنگر، هر لبخند شاید یک تاکتیک و هر امضا نیز ممکن است یک میدان مین قلمداد شود.
مذاکرهکننده واقعی کسی است که نه از جنگ میترسد، نه از صلح؛ بلکه از «از دست رفتن آینده» میترسد.
حفظ شرافت ملی در لحظههای سخت
صریح و صادق باشیم که شرافت ملی در شعارها حفظ نمیشود، بلکه در تصمیمهای سخت حفظ میشود. گاهی شرافت یعنی ایستادن، گاهی یعنی عقبنشینی تاکتیکی، گاهی یعنی سکوت و گاهی یعنی گفتن جملهای که میتواند یک بحران را خاموش کند.
شرافت ملی نه در مطلقانگاری مشت گرهکرده همیشگی است و نه در لبخند بیهزینه؛ بلکه دقیقاً در انتخاب درست است.
دیپلماسیِ سلحشورانه؛ وقتی سردار، کتوشلوار میپوشد
شاید چنین بتوان گفت که دیپلماسی امروز، نسخه مدرن سلحشوری است. سردار امروز، نه در میدان جنگ، بلکه پشت میز مذاکره میجنگد و البته میبایست:
* مثل جنگجو شجاع باشد؛
* مثل شاعر دقیق باشد؛
* مثل پزشک آرام باشد؛
* و مثل پدر، نگران آینده.
ترکیبی اینچنین است که سیاست را انسانی مینماید. بههرحال باید اذعان کرد که در شرایط امروز جهان، مذاکره میتواند ادامه جنگ باشد و میتواند روشی باشد با زخمی کمتر و آیندهای بیشتر. در چنین شرایطی، سیاستمدار واقعی کسی است که نه از غرور میترسد، نه از انعطاف، بلکه از بیفردایی میترسد.
**حسین نجفی**
*دانشآموخته علوم سیاسی و روابط بینالملل دانشگاه تهران*