در حالیکه روایتهای احساسی و یکطرفه تلاش دارند تصمیم شورای تأمین مازندران را زیر سؤال ببرند، نگاهی دقیقتر نشان میدهد این اقدام بیش از هر چیز یک تصمیم پیشگیرانه برای حفظ آرامش و انسجام استان در شرایط حساس کشور بوده است.
در حالیکه روایتهای احساسی و یکطرفه تلاش دارند تصمیم شورای تأمین مازندران را زیر سؤال ببرند، نگاهی دقیقتر نشان میدهد این اقدام بیش از هر چیز یک تصمیم پیشگیرانه برای حفظ آرامش و انسجام استان در شرایط حساس کشور بوده است.

سعید منصوری-آوای خزر:در روزهایی که کشور در شرایطی حساس و نیازمند انسجام، آرامش و پرهیز از دوقطبیسازی است، هر تصمیم مدیریتی باید با دقت، آیندهنگری و لحاظ همه جوانب امنیتی و اجتماعی اتخاذ شود؛ نه بر اساس فشار فضای مجازی یا مطالبهسازیهای هیجانی.
ماجرای لغو سخنرانی حمید رسایی در ساری، دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ تصمیمی که از سوی مجموعههای مسئول از جمله شورای تأمین استان و با در نظر گرفتن شرایط خاص کشور اتخاذ شد، اما بلافاصله با روایتهایی یکطرفه و بعضاً آمیخته به اتهامزنی مواجه شد.
در این میان، اظهارات روحالله ترابینسب بیش از آنکه روشنگر باشد، مصداقی از قضاوت شتابزده و تحلیل مبتنی بر پیشفرضهای شخصی است. او بدون ارائه مستندات قابل اتکا، مجموعه مدیریتی استان را به رفتارهای سلیقهای و حتی «خواستهای نفسانی» متهم میکند؛ ادبیاتی که نه در شأن یک فعال انقلابی است و نه کمکی به روشن شدن حقیقت میکند.
نکتهای که در این روایت عمداً نادیده گرفته میشود، سابقه موضعگیریهای صریح و بعضاً تند حمید رسایی در نقد عملکرد دولت است؛ مواضعی که بهراحتی در کانال رسمی ایشان در پیامرسان ایتا قابل مشاهده است.
در چنین شرایطی، این انتظار که مسئولان امنیتی و اجرایی استان بدون در نظر گرفتن احتمال بروز تنش یا طرح مباحث چالشی در یک تجمع عمومی، تصمیمگیری کنند، انتظاری غیرواقعبینانه است.
اتفاقاً یکی از اصول بدیهی در حکمرانی، همان توصیه مشهور است که «مؤمن باید زیرک باشد»؛ زیرکی یعنی پیشبینی، نه واکنش پس از بحران. شورای تأمین استان دقیقاً بر همین اساس عمل کرده است: پیشگیری از ایجاد فضایی که ممکن بود به حاشیهسازی، دوقطبیسازی یا تضعیف انسجام اجتماعی منجر شود.
در مقابل، تلاش برای تقلیل این تصمیم به یک اختلاف شخصی یا واکنش به یک اظهارنظر درباره موضوع حجاب، نهتنها سادهسازی مفرط ماجراست، بلکه نوعی تحریف واقعیت نیز محسوب میشود. اینگونه تحلیلها بیشتر بازتاب ذهنیت گوینده است تا واقعیت میدان.
از سوی دیگر، جایگاه نهادهایی مانند استانداری، شورای تأمین و نیز شخصیتهایی همچون آیتالله محمدباقر لائینی، جایگاههایی نیست که بتوان با ادبیات تند و اتهامزنیهای بیپایه به آنها خدشه وارد کرد.
نقد، اگر مستند و منصفانه باشد، قابل پذیرش است؛ اما آنچه در این ماجرا دیده شد، بیشتر شبیه به تخلیه هیجانی و تلاش برای جهتدهی افکار عمومی بود.
واقعیت این است که مدیریت استان در این ماجرا، نهتنها مرتکب خطا نشده، بلکه با اتخاذ تصمیمی پیشگیرانه، از شکلگیری یک چالش احتمالی در فضای عمومی جلوگیری کرده است؛ تصمیمی که شاید برای برخی خوشایند نباشد، اما در چارچوب مسئولیتپذیری و حفظ منافع عمومی قابل دفاع است.
در نهایت، آنچه بیش از هر چیز به آن نیاز داریم، نه دامن زدن به اختلافات، بلکه تقویت عقلانیت، انصاف و مسئولیتپذیری در تحلیل و قضاوت است؛ چیزی که بهنظر میرسد در برخی روایتها، عمداً یا سهواً نادیده گرفته شده است.
انتهای پیام/