آوای خزر - آزاده بابانژاد: شمشادها نماد تنوع گیاهی در جنگلهای هیرکانی هستند، این جنگلهای 40 میلیون ساله از هیرکان در جمهوری آذربایجان تا حدود آستارا ادامه دارد، بخش قابل توجهی از جنگلهای هیرکانی به وسعت 72 هزار هکتار پوشیده از شمشاد بود که پراکندگی آن سبب میشد تا زیبایی و جلوه خاصی به مناطق مختلف جنگلی بدهد.
از سال 89 که آفت بلایت و پس از آن آفت شبپره به جان شمشادها افتاد، تاکنون براساس بررسیهای میدانی اعلامشده از سوی سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری، بهطور قطع 90 درصد شمشادهای هیرکانی از بین رفتهاند.
چند روزیست که قطع درختان شمشاد در غرب مازندران به یکی از خبرهای مهم تبدیل شده است که باید از زوایای مختلفی به آن نگاه کرد.
در حوزه منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران – نوشهر که گفتهمیشود کمتر از 7 هزار هکتار آن بهصورت پراکنده پوشیده از شمشاد بود، تقریباً تمام شمشادها از بین رفتهاند و در پارک سیسنگان که تمرکز بیشتری داشت؛ این موضوع واضحتر بهچشم میآید.

260 روستای غرب مازندران در نزدیکی جنگل قرار گرفته و برخی از اهالی حتی باوجود گاز طبیعی، برای تأمین سوخت(هیزم) از جنگل استفاده میکنند، لذا گاهگاهی حضور افراد محلی را در جنگلها میبینیم که فکر نمیکنند کار آنها بهنوعی قاچاق چوب محسوب شده، دستبرد به انفال بوده و تخلف است.
فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی و آبخیزداری – نوشهر امروز دوشنبه 2 دیماه 98 در گفتوگو با خبرنگار آوای خزر ضمن تایید قطع چندین اصله شمشاد در این منطقه میگوید: البته آمارهای ارائهشده تا اندازهای که هزار و بیش از آن اعلام کردهاند نبوده و بسیار پایینتر است، اما اصل قضیه این است که تخلفاتی از روی ناآگاهی صورت گرفته است.
سرهنگ مهدی عسکری تصریح میکند که روستاییان باید بدانند برداشت چوب از جنگل ممنوع است ولو افتاده، شکسته و یا اینکه درختِ خشکیده باشد. در موضوعی که عنوان شد، افراد از روی ناآگاهی دست به این اقدام زدند.
وی بیان میدارد که در تمامی این سالها مردم عرق خاصی به جنگل و حفاظت از گونههای جنگلی ازجمله شمشاد داشتند و از محافظان اصلی بهشمار میرفتند اما برخی بدون اطلاع از اینکه مجاز نیستند درختان خشکیده را قطع کنند، دست به اقداماتی زدند که از نظر قانون جرم دارد.
فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران – نوشهر در پاسخ به اینکه گفته میشود یکی از دلایل بروز این اتفاق بیاعتنایی قرقبانها بوده است، با تایید مطلب اظهار میدارد: برای حفاظت از جنگلها باتوجه به قانون ممنوعیت برداشت از جنگلها و اجرای طرح تنفس جنگلها، با شرکتهایی قرارداد بستیم و 490 قرقبان مشغول کار شدند.
عسکری میافزاید: قرقبانها سرپنجههای عملیاتی هستند، برخیها 5 تا 8 ماه حقوق نگرفتهاند، از سال 96 و 97 نیز معوقاتی دارند و به همین دلیل انگیزه فعالیت از آنها گرفته شده است. آنها هم حق دارند اما تأکید ما این است که حفاظت در هر صورت باید انجام بگیرد.
عسکری در پاسخ به این سوال که گفته میشود تعدادی از قرقبانها اخراج میشوند، میگوید: دستوریست که براساس قانون ابلاغ شده و شرکت مربوطه مکلف به اجرای آن است.
***
به گزارش آوای خزر، سه روز پیش بود که سرهنگ علی عباسنژاد فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی کشور با تایید قطع هزار! اصله درخت شمشاد، ضمن تخلفدانستن این کار و اهمال قرقبانها گفته بود: نیروهای حفاظتی 8 ماه است حقوق نگرفتهاند و از نظر معیشتی با مشکل مواجه هستند، او در حالی این موضوع را عنوان میکند که از سوی دیگر، اخراج نیروهای حفاظتی در منطقه عباسآباد و نشتارود را خبر میدهد و این یعنی افزودن مشکلی بر مشکلات موجود.
او همچنین گفته است که اعتبارات حفاظت از طریق دولت به ما تخصیص نیافته و انگیزه کار را از پرسنل گرفته است.

***
طرح تنفس جنگل گرچه بر روی کاغذ طرح خوبی بود اما بهخوبی اجرا نشد، دولت باید درختان افتاده، شکسته و آفتزده و خشکشده نظیر آنچه برای شمشادها اتفاق افتاده است را تعیین تکلیف کند و از طریق فروش آنها به کارخانجات چوب، حقوق قرقبانها را پرداخت کند، سیاست فعلی دولت که هم پرسنل بدون حقوق را میخواهد سر پا نگه داشته باشد و هم از آنها بخواهد انگیزه قوی داشته و در حفاظت از جنگل کوشا باشند، با هم جور در نمیآید.
سه ماه دیگر به پایان سال مانده است، از نیمه دوم اسفندماه معمولاً سفرهای نوروزی آغاز میشود، جنگلهای شمال نیز یکی از تفریحگاههای همیشگیست، احتمال قاچاق در این شرایط بیشتر از سایر روزهاست. کمبود پرسنل حفاظتی - در شرایطی که تعداد فعلی نیز بسیار محدود است - مشکلاتی را ایجاد میکند، دولت باید تدابیر مناسبی اتخاذ کند.
قرقبانها روزانه در سرما و گرما مسافتهای زیادی را میپیمایند، آنها مشقات فراوانی را تحمل و بیش از توانشان میکنند و در مواقعی که باید مورد تشویق قرار بگیرند خبری از مسئولان و سازمانهایی که هرازگاهی به نام دفاع از منابع طبیعی سر بر میآورند نیست، اما اگر شاخههای خشکیدهای از جنگل خارج شود، آنگاه پای مدیران، و سازمانهای دلسوز پای کار میآید و با پاککردن صورتمسئله، بدون در نظر گرفتن اقدامات مثبت، بیهیچ ارفاقی سختترین مجازات را در نظر میگیرند.
دولت با اخراج نیروهای قدیمی که آنها را با چند ماه حقوق و معوقات مانده، دست از پا درازتر راهی خانه میکند و مشکلات اجتماعی و خانوادگی کشور را افزایش میدهد؛ نمیتواند در حفاظت از جنگل حرفی برای گفتن داشته باشد و این اقدام،خود مبین نبود یک سیاست درست در بحث حفاظت است. ضمن اینکه بهنظر میرسد دولت یک تصمیم احساسی گرفته است در حالیکه بهخوبی میداند دیگر شمشاد زندهای در جنگلهای شمال وجود ندارد. قاچاق و قطع درختان موضوع همیشگی بوده و خواهد بود و در رویدادی که عنوان شد دولت راحتتر دید که برای خوشکردن دل سمنهای محیط زیست و منابع طبیعی، و همچنین کاهش دیون خود، قطع شمشادهای خشکشده و سهلانگاری قرقبانهای بیانگیزه را بهانهای برای پاککردن صورتمسئله و نادیدهگرفتن سهلانگاریهای خود قرار دهد و برای خارجشدن از حملات افکار عمومی، دیواری کوتاهتر از آنها پیدا نکرده است!
اخبار مازندران
انتهای پیام/ 1354