آوای خزر – به قلم سردبیر: شیاطین مجسم در گوشه و کنار جهان گوش به ارباب خود در قعر پلیدیها گم گشتهاند. طالبان، القاعده، الشباب، جبههالنصره، انصارالشریعه، ... و داعش(دولت اسلامی عراق و شام)، دستساختههای شیطان بزرگ هستند، تکفیریهایی که با حکومتهای خودخواندهشان به جان مردمانی افتادند که نه گناهی دارند و نه سلاحی و نه پناهی، فقط اشک است و آه، و انتظار برای نگاهی تا دیگر صدای تیر و شمشیر و تکفیر را نشنوند.
این گمراهان عالم به زن و مرد، و کودک و پیر، به ارزشها و زیرساختها، به کانونها و حریمهای خصوصی، و به مقدسات، رحم نمیکنند، آنها سرها بریدهاند و خانهها ویران کردهاند و خونها ریختهاند و .... به مال و ناموس و عزت مردمان بیپناه تجاوز کردهاند و هنوز هم سایه شوم آنها هرازگاهی قد میکشد و ویران میکند.
در این میان، مردانی طلوع میکنند تا در برابر جهالت و شقاوت بایستند، انسانهایی که با عزمی آهنین و چهرههایی نازنین، با تمام هستی خود وداع میدارند تا به یاری مظلومان بشتابند.
درست زمانیکه کاهش قیمت طلای سیاه و افزایش دلارها، و صدای تورم و تهدید و تحریم و تکانههای برجام، و هجمه به سوی رهبری در ایران سایه افکند و گویی امنیت و اقتدار به فراموشی رفت؛ "غواصانی دست بسته" و پس از آن "شهدای مدافع حرم" از راه رسیدند و عجیب تلنگر زدند.
... حالا نام مدافعان حرم و شهدای مدافع حرم را هر که و در هر جایی بشنود، یاد مردان مردی میافتد که سلحشور، عزتمند و مخلص، از مام وطن دفاع میکنند و برای این جهاد، سر از پا نشناخته، منتظر اذن فرمانده میمانند و هم برای پیکار و هم دیدار یار، از یکدیگر سبقت میگیرند.
در میان نامردیهای زمانه اما مردی سبکبار چون کوه نستوه، دلیر و باشکوه با کولهباری از تجربههای گرانسنگ از جبهه و جنگ، وارد میدانی شد که تنها عاشقان شهادت را یارای حضور در آن است.
مردی که شجاعت و رأفت، و نرمش و خروش مقتدرانهاش، او را به سردار دلها نهتنها در وطن که در آنسوی مرزها نیز تبدیل کرده است، "حاج قاسم سلیمانی" را میگویم، فرشتهخصال و مخلصی که نشان ذوالفقار از رهبر دارد، مردی برای تمام فصلها و عصر آینده که باید برایش کتابها نوشت و سخنها راند تا عظمتش درک شود.

نگاه نافذ او حرفها دارد و لبخندش را چگونه میتوان تفسیر کرد، برای این مرد روزهای خطر، یار صدیق رهبر، حافظ امنیت و اقتدار که در رسیدن به شهادت آرام و قرار نداشت؛ چه واژهای بهتر از سرداری دلها!
حاج قاسم افسانه نیست، مالک اشتر زمان و مدافع حرم آلالله حقیقتیست بیچون و چرا در دل تاریخی که گرگها در کمین برهها، شغالهایی را به خدمت گرفتهاند و بیهیچ ملاحظهای میدرند و میبرند! سردار اقتدار بیشک یکی از بهترین اسطورهها و نگین تاریخ سرزمین ایران و جبهه مقاومت باقی خواهد ماند.
سخت است از بامداد خونین جمعه نوشتن، گفتن از فعل "بودن"، که برای کوه، باید از هستها نوشت و حضور، او پرکشید در بامدادی که میرفت تا خبرهای خوبی از جبهه مقاومت بیاید. حاج قاسم شهید شد و به آرزوی دیرینهاش رسید، قطعه قطعه شد تا وطن تکهتکه نشود، تا زنان و دختران و کودکان و مردان سرزمینش آباد و آزاد باشند.
اینروزها تصویرها چقدر حرف دارند، و چهقدر تصویر حاج قاسم حس انتقامجویی از قاتلانش را برمیانگیزد، چهقدر نوحهها جانسوزند و هوای محرم گرفته شهر ما. من بغضهایم را میشکنم و برای سردار دلها میگریم .... و آرام میشوم وقتی که میدانم خون مظلوم پایمال نخواهد شد، وقتی که میدانم جبهه کفر رو به سقوط است.... وقتی میبینم که مردمان سرزمینم قاسم شهید و دیگر شهدا را با چه احترامی تشییع کردهاند و "انتقامی سخت" را یکصدا فریاد میزنند.
دیدیم که خیلی زود، پرچم جهاد سردار شهید را قاسمی دیگر برداشته است، و"قاآنی"، قاسم دیگری شد تا دشمن بداند باز هم در محاسبات خود اشتباه کرده است. اینروزها دشمنی را میبینیم که پیک و پیغام میفرستد، مردمانش فریاد "نه به جنگ" را سر میدهند، از رهبر ایران تقاضا دارند که جنگ نشود، سیاستهای دولت خود را محکوم میکنند، عدهای هم به شادی مشغولند و در رویای پیروزی ارباب خود در انتخابات، جشن زودهنگام برپا کردهاند، دیری نپاید که منتقمان شهدای جمعه خونین، این معادلات را برهم بزنند و جهان اسلام یکسر غرق در شادی شود.
قطعاً پیروزی حق بر باطل نزدیک است، خون شهید پایمال نمیشود و این وعده حق است، سردار سلیمانی به آرزویش رسید و مگر جز شهادت مرگ دیگری را برای او میشد تصور کرد؟ او پیوسته عاشق و بیقرار و در جستوجوی شهادت بود و میدانست که شهادت مرگ نیست و حیات است، اما جبهه استکبار با این اقدام غیرقانونی، غیرانسانی و سؤالبرانگیز به سرگردانی نظامی و راهبردی گرفتار آمده و با این خطای استراتژیکی تاریخی، ضمن آنکه به خواری و زبونی رسیده، در لاک دفاعی فرو رفته و از ترس و استیصال، دست به دامان سران و سفرای منطقه و اروپا شده، و خوب فهمیده است که تاوان سختی را باید پرداخت کند.
قاسم شهید همچو ارباب شهیدش حسین، تا زنده بود دشمن از سایهاش بیم داشت و امروز از کشتهی او بیشتر، مالک اشتر زمان خاریست بر چشمان دشمنان انسانیت، آنهایی که در جهالت، حماقت و قومپرستی دیرینه میخواهند تمامی هستی را مسخر خویش گردانند. دولتمردانی که چشمهای خود را بر تمامی قطعنامهها و بخشنامههای بینالمللی میبندند و تنها دهانها را گشوده و سخن از "حقوق بشر" و "حقوق بینالملل"ی میرانند که پایانش ترور و آتشافکنیست.
بیتردید حاج قاسم سلیمانی برای جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت یک فرد نیست بلکه یک جریان فراموشناشدنی، بنیادین و همیشگی است، این جریان با شهادت سپهبد سلیمانی تازه آغاز شده است و تا نابودی دشمنان از پای نمینشیند. پرچم سردار دلها هرگز بر زمین نخواهد ماند و خدا بخواهد دیر نیست که به دست قائم آل محمد(ص) بر قله عدالت به احتزاز درآید.
یقیناً جمعه خونین، انتقامی سخت را در پیش خواهد داشت.....
شهادتت مبارک سردار اقتدار
گفتی بر سنگ مزارت بنویسند "سرباز قاسم سلیمانی"
سلام بر پیکر قطعهقطعه شدهات و خاکی که تو را در آغوش گرفته است ای سرباز وطن!
رفتی اما بدر و خیبر یا محرم باقیست
عشق پرواز تو در خط مقدم باقیست
یک جبهه به نامت زدهاند اینجا سردار
خون پاکت، قدَمت، قدر مسلم باقیست..../ آزاده بابانژاد
اخبار مازندران
انتهای پیام/ 1354