به گزارش آوای خزر، همراه ما باشید، در این مقاله میخواهیم اطلاعات مفیدی درمورد افسردگی در نوجوانان در اختیارتان بگذاریم.
آیا فرزند نوجوان من افسرده است؟

دورهی نوجوانی دوران بسیار سختی است. افسردگی در نوجوانان خیلی بیشتر از آنچه تصور میکنید به آنها صدمه میزند. درواقع آمار تقریبی نشان میدهد که از هر پنج نوجوان، یکی از آنها در مقطعی از نوجوانی دچار افسردگی میشود.
افسردگی کاملا قابلدرمان است. ولی متأسفانه بسیاری از نوجوانان کمکی دریافت نمیکنند.
در دورهی نوجوانی، بدخلقیها و عصبانیتهای گهگاه، کاملا طبیعی هستند. ولی افسردگی چیزی کاملا متفاوت است. تأثیرات منفی افسردگی در نوجوانان بسیار فراتر از غموغصه است.
افسردگی میتواند شخصیت فرد را در دوران نوجوانی کاملا نابود کند. این بیماری باعث میشود تا فرد حس ناراحتی، ناامیدی و عصبانیت وحشتناکی را تجربه کند.
خیلی از رفتارهای خروشان و ناسالم نوجوانان و بیادبی آنها میتواند نشاندهندهی افسردگی باشد. نوجوانان ممکن است این رفتارهای ناسالم را نشان دهند تا درد پنهانی خود را تحمل کنند.
علایم و نشانههای افسردگی در نوجوانان کدامها هستند؟
بزرگسالانی که به افسردگی مبتلا هستند، میتوانند بهتنهایی درخواست کمک کنند. ولی نوجوانان به والدین، معلمان یا سایر بزرگسالان وابسته هستند. اطرافیان نوجوان افسرده باید درد او را تشخیص دهند و به او کمک کنند.
این کار همیشه آسان نیست. نوجوانان افسرده همیشه غمگین به نظر نمیرسند. درعوض کلافگی، عصبانیت و پریشانی مشخصترین علائم افسردگی در نوجوانان هستند. سایر علایم و نشانههای افسردگی در نوجوانان عبارتاند از:
* ناراحتی یا ناامیدی
* پریشانی، عصبانیت یا پرخاشگری
* گریهی مداوم
* دوری کردن از دوستان و خانواده
* بیعلاقگی به فعالیتها
* عملکرد ضعیف در مدرسه
* تغییراتی در عادتهای خورد و خوراک
* بیقراری و بی حوصلگی
* احساس گناه و بیارزش بودن
* بیشوقی و نداشتن انگیزه
* خستگی و کمبود انرژی
* عدم تمرکز
* درد بیدلیل
* فکر کردن درمورد مرگ و خودکشی
تفاوت بین افسردگی و مسائل مربوط به دوران رشد

آیا مطمئن نیستید که نوجوان شما افسرده است یا یک «نوجوان معمولی» است؟ ببینید این علایم چه مدت ادامه پیدا کردهاند؟ تا چه حد شدید هستند؟ یا اینکه نوجوان شما چقدر با چند سال قبل خود متفاوت است؟
هورمونها و استرس میتوانند دلیلی برای آشفتگی گهگاه نوجوانان باشند. ولی این آشفتگی نباید به بدبختی، بیحوصلگی یا زودرنجی دائمی منجر شود.
چگونه با یک نوجوان افسرده ارتباط برقرار کنیم؟
۱. روی شنیدن تمرکز کنید، نه نصیحت کردن
افسردگی در نوجوانان - ارتباط برقرار کردن با نوجوان افسرده
وقتی فرزند نوجوان شما شروع به صحبت کرد، او را انتقاد و قضاوت نکنید. مهمترین نکته این است که فرزند شما ارتباط برقرار کرده است. بهترین کار این است که به او نشان دهید که کنارش هستید و او را تنها نمیگذارید.
۲. آرام باشید ولی دست برندارید
اگر در ابتدا نوجوان افسرده شما را پس زد دست برندارید. حرف زدن درمورد افسردگی برای نوجوانان خیلی سخت است. حتی اگر بخواهند نیز احتمالا بیان احساسات برایشان خیلی سخت است.
به او نشان دهید که میخواهید به حرفش گوش دهید و نگران او هستید، ولی به آرامش او هم احترام بگذارید.
۳. احساسات او را درک کنید
سعی نکنید که احساسات او را با حرف زدن تغییر دهید. حتی اگر این احساسات و نگرانیها از نظر شما احمقانه و غیرمنطقی باشند. شما نمیتوانید افسردگی را با حرف زدن از بین ببرید.
حتی اگر صادقانه تلاش کنید تا به او بفهمانید که اوضاع آنقدرها هم خراب نیست، او فقط اینطور برداشت میکند که احساساتش را جدی نگرفتهاید.
فقط سعی کنید درد و ناراحتی را که او حس میکند، درک کنید. همین کمک میکند تا او حس کند که کسی را در کنار خود دارد و درک میشود.
۴. به غریزهی خود اعتماد کنید
اگر فرزند نوجوان شما ادعا میکند که هیچ مشکلی وجود ندارد، ولی هیچ توضیحی نیز برای افسرده بودن خود ارائه نمیکند، باید به غریزهی خود اعتماد کنید.
اگر فرزند نوجوانتان به شما اعتماد ندارد، از فردی که مورداعتماد او است کمک بخواهید. مثلا مشاور مدرسه، معلم موردعلاقهی او یا یک روانشناس حرفهای. مهمترین نکته این است که به کسی اعتماد کند و با او حرف بزند.
چگونه به نوجوان افسرده کمک کنیم؟
گام اول: او را به برقراری ارتباطات اجتماعی تشویق کنید
گام دوم: سلامتی جسمانی او را اولویت خود بدانید
گام سوم: بدانید چه وقت باید به روانشناس مراجعه کنید
گام چهارم: فرزند نوجوان خود را درطول فرایند درمان موردحمایت قرار دهید
گام پنجم: از خودتان و سایر اعضای خانواده مراقبت کنید
چه کارهای دیگری میتواند به بهبودی افسردگی کمک کند؟
* ورزش یا فعالیت منظم داشته باشید یا حداقل پیادهروی کنید.
* برنامهی خواب منظم داشته باشید.
* با دوستان و خانواده وقت بگذرانید.
* کارها و تکالیف مدرسه را به قسمتهای کوچکتری تقسیم کنید و قسمتی که مهمتر هست را اول انجام بدهید و سایر قسمتها را هر وقت که میتوانید.

افسرده نیست؛ فقط دمدمیه!
درست است که دمدمیمزاج بودن در نوجوانان خیلی رایج است، اما افسردگی معمولا عمیقتر است، همه جنبههای زندگی فرد را دربرمیگیرد و صرفا به تعامل با پدر و مادر یا دیگر اعضای خانواده محدود نمیشود. نشانههایی وجود دارد که میتواند به شما کمک کند خشم و غم نوجوانانه را از افسردگی تشخیص بدهید ازجمله؛ تغییر در الگوی خواب، اشتها، سطح انرژی و تمرکز. نوجوانی که فقط تحریک پذیر است و نه افسرده، الگوی خواب و خوراک ثابتی دارد.
بچه من کلی رفیق داره، چرا افسرده بشه؟
تعداد زیاد دوستان نه تنها مانع افسردگی نیست بلکه گاهی محبوبیت نوجوان میتواند او را تحت فشار قرار بدهد؛ به این معنی که ممکن است حفظ و نگهداری این محبوبیت و برآورده کردن انتظارات گروه دوستان برای نوجوان استرسزا باشد. همچنین لازم است در نظر داشته باشید که افسردگی، مبنای بیولوژیک (زیستی) هم دارد و ممکن است بعضی نوجوانان بیشتر مستعد ابتلا باشند. زمینه زیستی وقتی با عوامل استرسزای دوران نوجوانی همراه میشود، فرد را آسیبپذیرتر میکند.
من بچهام رو بهتر از خودش میشناسم، چیزیش نیست
نوجوانها خلاف کودکان، نشانههای فیزیکی و روانی خود را خیلی بهتر از مراقبان شان تشخیص میدهند به علاوه رفتار آنها با پدرومادرشان با رفتارشان دربرابر دوستان و حتی دیگر بزرگترها متفاوت است؛ بنابراین برای شناخت نوجوان، صرفِ والد بودن کافی نیست. شما به عنوان پدر و مادر باید با دوستان، معلمها و دیگر افرادی که به نحوی با فرزندتان تماس دارند، ارتباط خوبی برقرار کنید؛ در این صورت است که میتوانید یک تصویر چند بعدی از زندگی فرزندتان داشته باشید و وقتی مشکلی پیش بیاید، با احتمال بیشتری متوجه آن بشوید.

تو خونه ما حرف زدن راجع به این چیزها ممنوعه!
خیلی از والدین، موضوعات ممنوعهای وضع میکنند و معتقدند سکوت کردن درباره آنها بهترین سازوکار است، چون اگر راجع به این موضوعات حرف زده شود، ذهن فرزندشان درگیر آن خواهد شد؛ افسردگی و خودکشی از جمله این موضوعات ممنوعه است. درحالی که صحبت کردن، کلید پی بردن به درون نوجوان است. حتی اگر فرزندتان در ظاهر چیزی بروز ندهد، ولی از توجه شما به احساساتش و پرسیدن و حرف زدن راجع به آنها استقبال میکند.
سرش گرم باشه، حالش خوب میشه
بسیاری از والدین وقتی متوجه تغییرات خلقی فرزند نوجوانشان میشوند، معتقدند دلیلش تنبلی و مشغول نبودن است و سعی میکنند او را وادار کنند که به برنامه روتین سابقش پایبند بماند درحالی که افسردگی این کار را برای او سخت میکند. درست است که هدف درمان افسردگی هم برگرداندن فرد به روال عادی زندگی است، اما وقتی این کار به طور غیرتخصصی و از روی اجبار انجام میشود، پیامد منفی دارد؛ چراکه فرزند نوجوان شما وقتی از پس تکالیفی که برایش معین کردهاید برنیاید، تصوری منفی از خود در ذهنش شکل میگیرد.
علایم افسردگی در نوجوانی
اگر جملات بالا برای شما آشناست، نیازی نیست خودتان را سرزنش کنید. از همین الان میتوانید به فرزند نوجوانتان کمک کنید. حالا که متوجه شدید افسردگی نوجوانی چی هست و چی نیست؟ با پذیرش بیشتری میتوانید نشانههای فیزیکی و روانی فرزندتان را جدی بگیرید و برای درمان او اقدام کنید. اما این نشانهها چه هستند؟

طیف گستردهای از علایم با شدت و ضعفهای مختلف قابل تشخیص است ازجمله؛ احساس غمگینی و ناامیدی، تحریکپذیری، خشم و خصومت، گریه مکرر، کنارهگیری از خانواده و دوستان، از دست دادن علاقه به موضوعات و فعالیتهای موردعلاقه سابق، عملکرد تحصیلی ضعیف، بیقراری، احساس گناه و بیارزش بودن، بیانگیزگی، خستگی و فقدان انرژی، دشواری در تمرکز، دردهای بدنی بدون علت، درگیری ذهنی با مرگ و خودکشی.
این نشانهها را درباره افسردگی بزرگ سالی هم شنیدهاید و میشناسید، اما لازم است بدانید بروز افسردگی در نوجوانها لزوما مشابه تصور شما نیست. یعنی ممکن است شما احساس غمگینی را مترادف با افسردگی بدانید درحالی که بروز آن در فرزند نوجوان شما با نشانههای بدخلقی، رفتار خصومت آمیز، طغیان خشم و به آسانی ناامیدشدن باشد.
درباره دردهای بدنی هم باید هوشیار باشید؛ اگر برای شکایتهای مکرر فرزندتان از سردرد و دل درد در معاینههای جسمی هیچ دلیلی پیدا نمیشود، آنها را به حساب تلاش برای جلب توجه نگذارید. افسردگی گاهی بهشکل دردهای بدنی بیعلت خودش را نشان میدهد. نشانه دیگری که در تمایز افسردگی بزرگ سالی از نوجوانی باید به آن توجه داشت، ارتباطات بین فردی است.
همانطور که اشاره شد، داشتن روابط دوستانه منافاتی با افسردگی در نوجوانی ندارد. اگرچه کنارهگیری از دوستان میتواند از علایم ابتلا به افسردگی در نوجوانان باشد، اما الزامی نیست. خلاف بزرگ سالان مبتلا به افسردگی که به انزوا تمایل دارند، نوجوانان ممکن است تعدادی از روابط دوستانهشان را حفظ کنند یا حتی در گروههای دوستی تازه و متفاوتی عضو شوند.

افسردگی چهطور درمان میشود؟
افسردگی معمولا با دارو یا رواندرمانی یا ترکیبی از این دو روش درمان میشود.
رواندرمانی چیست؟
رواندرمانی به شما کمک میکند احساسها و فکر ها و رفتارهاتان را که ممکن است باعث افسردگی یا مشکلات دیگری برای شما بشوند، بشناسید. رواندرمانی اغلب در جلسههای فردی بین شما و درمانگر انجام میشود ولی گاهی ممکن است به صورت گروهی نیز انجام بشود.
چه داروهایی افسردگی را درمان میکنند؟
ممکن است پزشک برای درمان افسردگی شما یک داروی ضدافسردگی تجویز کند. اگر برای شما دارو تجویز شده مهم است صبور باشید و بدانید که مدتی طول میکشد تا داروها اثر کنند. و افسردگی را برطرف کنند. بعد از بهبودی افسردگی، لازم است دارو تا مدتی طبق نظر پزشک ادامه پیدا کند. قطع زودهنگام دارو میتواند باعث برگشت نشانههای افسردگی بشود. همزمان با مصرف دارو از الکل یا مواد دیگر استفاده نکنید. در مورد دارو درمانی اینجا بیشتر بخوانید.
عوارض داروها
در اکثر افراد خطر و عواقب درمان نکردن افسردگی بیشتر از عوارض داروهاست. به طور کلی داروهای جدید ضدافسردگی داروهای کمعارضهای هستند. عوارض داروها بسته به نوع دارو متفاوت است ولی به طور کلی در ابتدای درمان مشکلات گوارشی مانند یبوست یا تهوع، خشکی دهان، بیخوابی یا خواب آلودگی ممکن است دیده شود. در صورتی که عوارض دارو خفیف است آن را تحمل کنید چون معمولا در چند روز اول برطرف میشود. اگر اضطراب یا بیقراری شدید با دارو ایجاد شد یا در صورت شدید یا غیر معمول بودن سایر عوارض، به پزشک مراجعه کنید.
اگر کسی را میشناسم که قصد خودکشی دارد چه کاری میتوانم انجام بدهم؟
اغلب خانواده و دوستان اولین کسانی هستند که نشانههای هشداردهندهی خودکشی را میبینند و کمک آنها به فرد، حیاتی است.

به خاطر داشته باشید:
* اگر کسی به شما گفت که قصد خودکشی دارد تنهایش نگذارید.
* هرگز به کسی قول ندهید که فکرهای او دربارهی خودکشی را به صورت راز حفظ میکنید. در اولین فرصت ممکن از دیگران کمک بگیرید و با یک بزرگتر مانند پدر و مادر یا معلم و مسوولان مدرسه یا خواهر و برادر بزرگتر صحبت کنید.
* اگر شرایط اضطراری و فوری است میتوانید با اورژانس ۱۱۵ تماس بگیرید.
انتهای پیام/1005